تبليغاتX
زن در اسلام - زن در اسلام
زن در اسلام یکشنبه پنجم فروردین 1386 0:41

 

مقام زن در نزد ملتهای قدیم

 

 

آتني ها كه كهن ترين ملت متمدن دنيا هستند زن را جزو كالاهاي بي ارزش قرار داده بودند و او را در بازارها خريد و فروش مي كردند و او را نجس و جزو شياطين به حساب مي آوردند.

در شريعت هند چنين آمده است: «...طاعون و مرگ و جهنم و سم و مار و آتش، همه از زن بهترند...» از طرف ديگر تورات نسبت به زن از شريعت هند مهربانتر نبوده است، در سِفر جامع چنين آمده است: «من همراه قلبم به تحقيق و بررسي پرداختم تا بدانم و تحقيق كنم و حكمت و عقل بدست آورم و بدانم كه جهالت و ناداني، شر محض است و حماقت و جنون است، سپس به اين حقيقت پي بردم كه زن از مرگ تلختر است و زن تله اي است كه قلبش دامهاي آن تله مي باشد و دستهايش زنجيرهايي هستند كه در گردن و پاها محكم مي چسبند. در بين هر هزار مرد يك نفر درست و حسابي پيدا نمودم ولي در بين تمام زنان يك زن درست پيدا نكردم...»

در سال 586 ميلادي كنفرانسي در فرانسه تشكيل شد كه در آن كنفرانس، اين مساله كه آيا زن انسان محسوب مي شود يا خير، بررسي شد. سرانجام رأيي با اين مضمون صادر شد كه زن انسان است ولي بخاطر خدمت به مرد آفريده شده است.

اما در انگلستان «هنري هشتم» دستوري صادر نمود كه بر اساس آن مطالعة كتاب مقدس بر زنان حرام شد. و همينطور برابر قانون سال 1850 انگلستان. زنان در سرشماري و آمار جزو جمعيت به حساب نمي آمدند. حتي زن در سرزمين عربستان نيز چنين وضعي داشت.

آزاد شدن زنان بوسيلة اسلام:

  

وقتي اسلام آمد اوضاع جهان در مورد زن به نحوي بود كه بيان كرديم. اسلام شروع به آزاد ساختن زن و بيرون آوردن او از زير بار بي عدالتي نمود كه و او را به چنين مقام و منزلتي ارتقا داد كه هيچ تمدني نتوانسته بود او را به اين مقام برساند. اسلام با صداي بلند اعلام كرد كه زن يكي از دو اصل و عنصري است كه انسانها از آن بوجود آمده اند و خداوند اين اصل را در قرآن اينگونه بيان مي كند: «اي مردم از پروردگار خود پروا داشته باشيد و از عذابش بترسيد، همان پروردگاري كه همة شما را از يك نفس آفريده است و همسرش را از جنس همان نفس بوجود آورد...» نساء/1

بعضي از اعراب عادت داشتند كه دخترهاي خود را زنده به گور مي كردند، همينكه اسلام آمد، اين كار بسيار شنيع را حرام نمود و آنان را از كشتن جگر گوشه هاي خود منع كرد. آنان عادت داشتند كه زن را از ميراث محروم مي كردند و تنها كساني را وارث مي‏دانستند كه قدرت مقابله با دشمن را داشته باشند. اما اسلام اعلام نمود كه زن حق ارث دارد و حقوق زنان را خود خداوند تقسيم نمود. و ظلم و ستم فراواني كه در تاريخ  ثبت شده و بر زن اين موجود ظريف روا مي شد را ملغي اعلام نمود. خصوصا در امر ازدواج كه فرد، زنِ پدر خود را همراه ثروتش به ارث مي برد و با اجبار با او ازدواج مي‏كرد يا اينكه او را همچون كالايي در اختيار هر كس كه مي خواست قرار مي داد.

همچنين در زمان جاهليت ازدواجهاي فاسد رواج داشت كه وقتي اسلام آمد همه را باطل و حرام اعلام نمود.

 

ازدواج از ديدگاه قرآن:

 

ازدواج از نظر قرآن يك زندگي مشترك انساني است كه از لحاظ فردي و اجتماعي داراي مقام و ارزش فراوان مي باشد. در موقعيت درست و صحيح خود، ازدواج يك واجب اجتماعي است تا از انقراض بشر جلوگيري كند. علاوه بر اين با ازدواج بين زن و شوهر، رابطة اطمينان و آرامش بوجود مي آيد و قلبها آرام مي گيرد.

يكي از پايه هاي محكم و استوار براي دوام مهر و محبت و آرامش در بين زن و شوهر، كفائت و وجود تناسب تربيتي و اخلاقي در بين  آنان است. در اين مورد خداوند مي فرمايد: «زنان ناپاك براي مردان ناپاك هستند و مردان ناپاك براي زنان ناپاكند و زنان پاك متعلق به مردان پاكند و مردان ناپاك متعلق به زنان پاكند» نور/26 

از طرف ديگر زندگي زناشويي و خانوادگي يك زندگي مشترك و اجتماعي است و هر اجتماعي لازم است كه رئيسي داشته باشد و الا هر كس بنابر آرزو و سليقة فردي كه در برخي موارد با ديگران متفاوت است اقدام به كار مي كند و اين امر باعث هرج و مرج و بي نظمي مي گردد. درحالي كه اگر رئيسي داشتند از اين اختلاف جلوگيري مي شد و چه كسي بهتر از يك مرد سالم مي تواند در خانه رياست را بر عهده بگيرد، زيرا او آگاهتر به مصالح خانواده مي باشد، به اين خاطر خداوند متعال در آية 34 سورة نساء مي فرمايد: «زناني كه از سركشي و نافرماني آنها بيم داريد پند و اندرزشان بدهيد و اگر مؤثر واقع نشد از همبستري با آنان خودداري كنيد و بستر خويش را جدا كنيد و با ايشان سخن مگوييد (اگر باز هم مؤثر واقع نشد) آنان را تنبيه كنيد آنگاه اگر (در امر مشروع) از شما اطاعت كردند (ترتيب تنبيه سه‏گانه را مراعات كنيد و از اخف به اشد نرويد و جز اينها راهي ديگر) را براي تنبيه آنها مجوييد»

زن مسلمان در رابطه با حجاب

 

مسالة حجاب كه اكثر نويسندگان غربي به آن حمله كرده اند و آن را مورد ايراد و طعن قرار داده‌اند  تنها بخاطر حفظ وقار و شخصيت و اخلاق زن در قرآن كريم واجب اعلام شده است.

بدون شك خطر شهوت و غرائز جنسي به مراتب بيشتر از خطرات اجتماعي ديگري است كه به منظور جلوگيري از آنها قوانين و مقرراتي وضع مي گردد تا با آنها مبارزه شود و آزادي گردد. خداوند متعال در آية 30 و 31 سورة نور مي فرمايند: «اي پيامبر به مردان مومن بگو چشمان خود را از نامحرم فرو گيرند و عورتهاي خود را محفوظ نگه دارند كه اين كار براي ايشان باعث پاكي و زيبندگي بيشتر است بي گمان خداوند به آنچه انجام مي دهند آگاه است، و به زنان مومنه بگو چشمان خود را از نامحرمان فرو گيرند و چشم چراني نكنند و عورتهاي خويش را نمايان نسازند مگر آن مقداري كه طبيعتا و معمولا به هنگام كار نمايان مي شوند و چارقد و روسري هاي شان را بر يقه هاي شان بكشند، و زينت خود را نمايان نسازند مگر براي شوهرانشان، پدرانشان، پدران شوهرانشان، پسرانشان، پسران شوهرانشان، برادرانشان. پسران برادرانشان، پسران خواهرانشان. زنان هم كيش خودشان، كنيزانشان، پيراني كه غريزة جنسي در آنان نيست، و كودكاني كه هنوز بر عورات زنان آگاهي پيدا نكرده اند و هنگام راه رفتن (با وقار راه روند) و پاهاي خود را بر زمين نكوبند تا زينت هاي پنهانشان نمايان گردد، و اي مؤمنان همگي به سوي خدا باز گرديد تا رستگار شويد»

باز خداوند در آية 33 سورة احزاب خطاب به زنان پيامبر و تمام زنان مي فرمايند: «و در خانه هايتان قرار گيريد و مانند روزگار جاهليت قديم زينتهاي خود را آشكار مكنيد و نماز برپا داريد و زكات بدهيد و خدا و رسولش را فرمان بريد، خدا فقط مي خواهد آلودگي را از شما خاندان (پيامبر) بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند»

 

حجاب٬ پاکدامنی است

 

خداوند متعال پايبند بودن به حجاب اسلامي را، عفت ياد مي كنند و مي فرمايند: «اي پيامبر به زنان و دخترانت و زنان مؤمن بگو پوششهاي خود را بر خود فروتر گيرند. اين براي آنكه شناخته شوند و مورد آزار و اذيت قرار نگيرند بهتر است و خداوند، آمرزنده و مهربان است» احزاب/59

در واقع پوشش زنان براي اين است كه از اذيت و آزار در امان باشند. آيه اشاره به اين است كه شناختن معارف زن براي افراد نامحرم در واقع باعث فتنه است براي خود زن. حال براي اينكه زن از اين اذيت و آزارها در امان باشد چه بهتر كه به نداي حق گوش دهد.

 

 

حجاب پاکی است

 

خداوند متعال مي فرمايند: « هنگامي كه از زنان چيزي خواستيد آن را از پشت پرده بگيريد، اين كار پاكيزه تر است براي قلبهاي شما و قلبهاي ايشان»

حجاب پاكي است براي قلبهاي مؤمنين زيرا چشم هنگامي كه چيزي را نديد بسوي آن اشتياق پيدا نمي كند به اين خاطر نديدن زن بيگانه براي هر دو طرف بهتر است از طرف ديگر لحن صحبت تأثير زيادي بر مردان دارد بطوري كه خداوند خطاب به زنان پيامبر مي‏فرمايند: «اي همسران پيامبر شما مانند زنان ديگر نيستيد اگر از خداوند پروا داريد پس به ناز سخن مگوييد چه بسا با اين كار كسي كه در دلش مرض و بي عفتي وجود دارد نسبت به شما طمع ورزد (و در دلش نسبت به شما افكار بد داشته باشد) و گفتار شايسته بگوييد».

  

حجاب٬ پوشش خدایی است

 

پيامبر اكرم صلي الله عليه و سلم مي فرمايند: «خداوند متعال حيا را دوست دارد و شما را مي پوشاند». باز ايشان مي فرمايند: «هر زني كه لباسش را در غير خانه اش خارج كند خداوند متعال پوشش خود را از اين شخص بر مي دارد»

هر كس كه حجاب خود را كنار گذارد خداوند نيز حجاب خودش را از او كنار مي زند و عيبهاي او را در ملأ عام بر ملا مي سازد.

 

حجاب مردانگی است

 

حجاب و غيرت در كنار هم قرار مي گيرند. مردي كه غيرت داشته باشد هيچگاه دوست ندارد كه نظر نامحرمان بسوي زن و دخترش باشد در اين مورد حضرت علي - رضي‏الله عنه-  مي فرمايند: «به من خبر رسيده كه مردان كفار در بازار مزاحم زنان شما مي شوند، آيا شما غيرت نداريد؟ در واقع كسي كه غيرت نداشته باشد خيري در او نيست»

اين دستور خدا و بزرگان دين ما در رابطه با حجاب بود اما ببينيم اروپاي نوين با اين واجب اجتماعي چگونه برخورد كرده است.

 

مضرات بی حجابی در اروپا

 

وقتي كه فلاسفه و دانشمندان اروپايي در قرن هجدهم به دفاع از حقوق فرد پرداختند و دروازه هاي حريت و آزادي را به روي افراد گشودند در جامعة اروپا تمدن فاسدي حكومت مي كرد. اين حكومت از تركيب نظام اخلاقي ، فلسفة زندگي مسيحيت، و نظام فئوداليستي تشكيل شده بود. اين سه عامل خارجي روح بشريت را به قيود سنگين و غير طبيعي محدود ساخته بود.

نظرياتي را كه دانشمندان نوين اروپا براي از بين بردن اين نظام فاسد و ايجاد نظام پيشنهاد كرده بودند به شكل انقلاب كبير فرانسه عرض اندام كرد تا آنكه بعد از گذشت زمان روزگار به شكل موجود فعلي در آمد تا جايي كه نظرات اساسي و اصولي بنيان اجتماعي اروپاي نوين بصورت سه اصل زير تدوين شد: 1- مساوات بين زن و مرد 2- آزادي زنان در امور زندگي 3- اختلاط و آميزش مطلق بين زن و مرد.

آنان از معني مساوات چنين فهميدند كه بايد زن و مرد در امور بشري و ارزش اخلاقي مساوي باشند و زن در زندگي اجتماعي همان اعمالي را انجام دهد كه مرد انجام مي دهد و همانطور كه مردان در سابق از قيود اخلاقي آزاد بودند زنان نيز از همان بي بند و باري برخوردار باشند. اين برداشت غلط از مساوات زن را از اداي وظيفة فطري و طبيعي اش كه بقا و ادامه نسل بشر است نه تنها غافل بلكه منحرف ساخت و تمام ابعاد وجودي او را از حركات و اعمال سياسي، اقتصادي، و اجتماعي به خود مشغول ساخت و شخصيت فطري او را از بين برد. موضوع انتخابات و وظايف رسمي، رقابت با مردان در تجارت و صنايع آزاد، شركت در مسابقات ورزشي، تئاتر، مجالس رقص و لهو و لعب و ديگر اسباب تفريح كه دستاورد اين تمدن ظاهر فريب مي باشند و حيا مانع از ذكر آنها مي گردد و او را از وظيفة اصلي اش باز داشت و او را از انجام برنامة زندگي اش كه قبول تكاليف زندگي زناشويي، تربيت اطفال، سر و سامان دادن به خانواده بود بازداشت.

استقلال زنان در امور زندگي و مسائل اقتصادي باعث بي نيازي آنان از مردان گرديد. قاعده و رسم قديم بر اين بود كه مرد در بيرون از خانه كار مي كرد و زن مشغول تدبير امور منزل مي گرديد ولي اين نظريه در عصر جديد تغيير كرد و مرد و زن هر دو به كار پرداختند و هتل ها و شركت ها جاي خانه را گرفتند. بنابراين ديگر رابطه و نيازي جز ارضاي غريزة حيواني شهوت بين زن و شوهر باقي نماند و كاملا واضح است كه فقط ارضاي غريزة حيواني زن و مرد را مجبور نمي سازد كه در يك خانه زندگي نمايند و زندگي زناشويي مستمر و هميشگي داشته باشند. زيرا زني كه خودش كار مي كند و همة كارهاي خودش را انجام مي دهد در زندگي روزانه اش نياز به سرپرست ندارد كه از او فرمان ببرد . اين زن به خود مي گويد براي چه با چنين مردي ازدواج كنم؟ و چرا خودم را بي خود به تحمل قيدهاي اخلاقي و بار سنگين قانون سازم؟ در ضمن تفكر معصيت و گناه و ندامت نيز با از بين رفتن دين در اذهان ، رنگ باخته است و از طرف اجتماع هيچ خطري را احساس نمي كنند بلكه اجتماع آنان را براي اين برنامه ها تشويق مي كند. آخرين چيزي كه اين زنان از آن خوف دارند فرزندي است كه از اين طريق بوجود مي آيد ولي وسائل امروزي اين خوف و هراس را نيز از بين برده است ابتدا از وسائل جلوگيري از بار داري، و اگر مؤثر واقع نشد سقط جنين و اگر نشد كشتن يا رها كردن نوزاد در كوچه ها و بازارها...

فراواني اختلاط و آميزش بدون قيد و شرط سبب شد تا آرايش، نمايش زينتها و بي بند و باري در زنان زياد شود زيرا جاذبة جنسي بين زن و مرد داراي قدرت و كشش غير قابل انكاري است و اختلاط دو جنس و دستيابي آسان به جنس مخالف بدون پذيرفتن مسئوليت‏ها و مشكلات اين قدرت و كشش را زياد مي كند. اين اختلاط در جهان منجر به افزايش زنان فاحشه شد تا جايي كه تعداد اين زنان در فرانسه قبل از جنگ جهاني اول به نيم مليون نفر رسيد. يكي ديگر از مضرات آميزش زن و مرد. طغيان شهوات جنسي بود. شبكه اي از ثروتمندان جهان نيز با در دست گرفتن جرايد و روزنامه ها و سينماها به اين امر دامن مي زدند تا هم بازار بهتري به دست بياورند و هم مشتري بيشتري كسب كنند.

 

نوشته شده توسط خواهري افغان شما صالحه   | لینک ثابت |