تبليغاتX
زن در اسلام - چرا طلاق جايز شده است؟
چرا طلاق جايز شده است؟ شنبه چهارم فروردین 1386 20:7

چرا طلاق جايز شده است؟

 

اسلام هرگونه طلاقي را بجا و پسنديده نمي داند، بلكه برخي از انواع آنرا بخاطر فرو پاشيدن خانواده مكروه و گاهي حرام مي شمارد. به همين خاطر در حديثي پيامبر صلي الله عليه و سلم مي‏فرمايند: «ناپسنديده ترين حلال نزد خداوند متعال طلاق است»

طلاقي كه از نظر اسلام جايز و مشروع است در واقع همچون عمل جراحي است كه انسان بيمار درد و سختي و مشكلات را در جهت محافظت از سلامت بقية اعضاي جسم و مقابله با ضرري بزرگتر تحمل مي نمايد. زماني كه ميان زن و شوهر كدورت و نفرت عميق و ريشه دار گردد و همة تلاشهاي خانوادة طرفين و دوستهاي آنان بدون نتيجه ماند و امكان آشتي وجود نداشته باشد تنها راه حل و داروي ممكن طلاق و جدايي است. خداوند متعال در قرآن مي فرمايند:

«چنانچه (زن و شوهر) از يكديگر جدا شوند، خداوند هر يك را از بخشش و احسان خود بهره مند خواهد نمود و بي نياز خواهد گرداند» نساء/130

 

                      محدود بودن دايرة طلاق

 

چنانچه اصول و ارزشها و رهنمودهاي اسلام از طرف مردم مورد توجه قرار بگيرد و به آنها پايبند باشند بسيار كمتر به طلاق نياز پيدا خواهند كرد و تا حدود زيادي آمار طلاق پايين خواهد آمد. برخي از ارزشها و مسئوليتهايي كه پايه هاي خانواده اي قوي هستند و از جدايي پيشگيري مي نمايند عبارتند از: 1- دقت و بررسي كافي به هنگام انتخاب همسر 2-پيش از  پيش از عقد دختر و پسر لازم است همديگر را ببينند و با ميزان زيبايي و ظاهر يكديگر بصورت مشروع و شايسته آشنا شوند 3- بستگان دختر همة تلاش خود را براي انتخاب همسري متدين و فهميده و با شخصيت براي او بكار گيرند 4- به رضايت دختر در موضوع عقد و ازدواج اهميت فوق العاده داده شود 5- اطلاع و رضايت ولي طرفين موضوع مهم و ضروري است و به عنوان امري واجب به آنها نگاه شود 6- با مادر دختر در مورد ازدواج صحبت و مشورت شود 7- رفتار و معاشرت خوب را مسئوليتي واجب و اساسي قلمداد كنند 8- مرد را بايد توجيه كرد كه واقع نگر باشد و چندان آرماني و خيالي در مورد همسر خود فكر نكند 9- مردان بايد متوجه اين موضوع مهم باشند كه هرگاه نسبت به همسر خود دچار دلگيري و نگراني شدند عقل و حكمت و مصلحت را قاضي خود قرار دهند  10- مرد بايد با همسر نااهل و نافرمان بر مبناي حكمت و آينده نگري و آرامش بدون ضعف برخورد نمايند و اگر با او تندي كند از خشونت پرهيز كند 11- اسلام در برابر اختلاف پيش آمده ميان زن و شوهر نزديكان و دوستان آنان را مسئول مي داند و آنان را به تشكيل دادگاه خانوادگي از طرف اشخاص مورد اعتماد براي حل اختلافاتشان استفاده كنند.

            

                   چرا حق طلاق در اختيار مرد است؟

 

گاه براي افرادي اين سؤال پيش مي آيد كه به چه علت مرد به تنهايي حق دارد و مي‏تواند همسر خود را طلاق دهد.

در جواب بايد گفت: كه مرد سرپرست و مدير مؤسسة منزل و خانواده است در ابتدا پرداخت مهر و متعلقات آن را او بر عهده گرفته و اركان بناي خانواده بر دوش او استوار گرديده است. به همين دليل براي كساني كه چنان مسئوليتهايي را متحمل شده باشند، بسيار سخت و گران است كه به آساني و بخاطر امور كم ارزش  بخواهد اركان ساختماني را كه با رنج و تلاش و تدبير خود فراهم ساخته متلاشي نمايد.

 

 

                آيا چند همسري انساني و اخلاقي است؟

 

 چند همسري به گونه اي كه اسلام آن را ترسيم كرده است موضوعي كاملا انساني است كه به مرد اجازه نمي دهد كه هرگاه و با هر زني كه خواست ارتباط نامشروع داشته باشد علاقه و ارتباط با زناني ديگر تنها در دايرة مشروع و رعايت حقوق و شروط آنها است كه جايز است. در ازدواج بويژه ازدواج دوم بايستي خانوادة زن در جريان قرار داشته باشند و به آن رضايت بدهند، و دست كم اعتراضي نداشته باشند و بر اساس مقررات دنياي امروز در دفاتر رسمي ثبت شود و از آن نظر انساني است كه مردي مسئوليت زندگي مادي و عاطفي و انساني زني بي سرپرست را بر عهده بگيرد و او را در كانون گرم خانواده خود راه مي دهد و از او دفاع مي كند.

 

در چه شرايطي زنان مي توانند كار كنند؟

 

 

با توجه به بحث هاي گذشته ممكن است در ذهن عده اي اين سؤال پيش بيايد كه آيا كار و اشتغال براي زنان شرعا ممنوع و حرام نيست؟ در جواب بايد گفت: نه به هيچ وجه كار و اشتغال زنان را نمي توان شرعا ممنوع دانست ولي لازم است توضيح داده شود كه اسلام به چه صورت و در چه زمينه هايي به زنان اجازة كار مي دهد. براي روشن شدن حقيقت كار خانمها و تشكيل حق از باطل بطور كوتاه اين موضوع را مورد بررسي قرار مي‏دهيم. اولين كار و مسئوليت مهم محوري زنان كه هيچ كس آنرا انكار نمي كند همان شغل مادري و تربيت فرزندان است. در واقع مادر خود دانشگاهي است چنانچه آنرا درست اداره نمايد ملتي اصيل و ريشه دار و ماندگار را تربيت و آماده نموده است.

بر اين اساس مي گوييم كه كار و اشتغال زنان اساسا جايز است و چنانچه از داشتن شوهر و پدر و برادر و خويشاونداني كه زندگي او را تأمين كنند محروم بوده مبناي در آمدي هم نداشته باشد و براي تأمين مخارج زندگي و نجات از سر افكندگي و نيازمندي و حفظ كرامت خود بتواند كاري مناسب را انجام دهد بسيار هم خوب و ضروري است.

اين بود مختصري دربارة حجاب و مسائل مربوط به آن، اميدوارم مورد توجه قرار گرفته باشد.

حق و حقيقت را خداوند بيان مي فرمايد و تنها اوست كه راه خير و سعادت را به انسانها مي نماياند.

 

غرب زده هاي شرقي

 

گروه اول كساني هستند كه به فلسفه، نظريات و اصول مدنيت غربي ايمان دارند و خود را تسليم آن نموده اند. آنها در همة امور با طرز فكر غربي فكر مي كنند و با عينك مؤسسين تمدن جديد اروپا به آن مي نگرند و آرزو دارند كه زندگي مدني مملكتشان را مطابق اروپا پايه گذاري نمايند. لذا آخرين هدفشان از تعليم و تربيت زن اين است كه او روش بدست آوردن روزي را ياد بگيرد و در عين حال نقل و نبات مجالس بوده فن اشباع غرايز و مقام و منزلت او در خانواده اين باشد كه مانند مردان يك عضو كاسب و نان آور بوده و سهم خودش را خودش بدست بياورد.

همچنين وظيفة ملي زن را اين مي دانند كه به  يكي از خدمات اجتماعي سرگرم باشد در پستهاي دولتي و كشوري و در مجالس و كنفرانسها حاضر باشد و... اين است زندگي ايده آل در نظر اين گروه غرب زده كه زندگي فقط زندگي غربي مي باشد. اين نوع زندگي را نه تنها فلسفة اخلاقي حمايت مي كند بلكه اصول دمكراسي غربي و نظام سرمايه داري نيز تقويت و مساعدت مي كند و اين قواي سه گانه براي غربي ساختن نظام زندگي دست به دست هم مي دهند. تمام اين رذائل و پستي ها به نفع سرمايه دار تمام مي شود و بخاطر همين نظام سرمايه داري است كه اين كارها در شهرهاي بزرگ و كوچك رواج پيدا مي كند، همين نظام است كه زنها را مجبور به كار مي كند و همين نظام است كه جلوگيري از بارداري را تبليغ مي كند و همه نوع وسايل و داروهاي جلوگيري را در اختيار مردم مي گذارد تا بتوانند آزادانه تر به نقشة آنها عمل كنند.

 

 

 

 اتمام حجت با غرب زدگان

 

غرب زدگان شديدترين اعتراضات را بر حجاب وارد مي كنند. حجاب در نظر آنها يك چيز بي معنا و باطل به حساب مي آيد و براي از بين بردن حجاب دست به تمسخر و و محكوميت آن زده اند ولي استدلال آنها بسيار ضعيف است. آنها اگر يك لحظه تفكر مي كردند و مي فهميدند كه اختلاف اساسي ميان ما و آنها در مقام ارزش انسان است. اموري كه نزد ما قيمت و ارزش والايي دارد نزد آنها بسيار بي ارزش و بي مقدار است و تا زماني كه بين طرفين اين اختلاف وجود دارد هيچ تفاهمي بوجود نمي آيد. پس بياييد مقياس شما را هم مورد ارزيابي قرار دهيم.

گروه ديگري هم بجز گروه اول وجود دارند. گروه اول هم از مسلمانان و هم از غير مسلمانان هستند اما گروه دوم اكثرا مسلمان بوده و از خود احكامي را تراشيده اند كه آن را با احكام حجاب مخلوط كرده اند و تا حال نيز مردود بوده و نه از آن طايفه اند و نه اين طايفه، خود را مانند بسياري از مردم مسلمان مي دانند ولي به اكثر احكام اسلامي پايبند نيستند لذا اين اجتماع اجباري و ساختگي بين رسوم غربي و اسلامي و حجاب و بي حجابي پايدار و استوار نخواهد ماند.

گروه سوم: اين گروه بيشتر كساني هستند كه از خيلي مسايل غافل هستند و قدرت تحليل مسايل را ندارند كه ما دربارة آنها بحث و بررسي داشته ايم

 

مادراني ماندگار

 

يكي از رهنمودهاي قرآن آن است كه مادراني صالح و پاك سيرت را به عنوان الگو فراروي مردان و زنان مؤمن قرار مي دهد كه براي بشريت الگو اسوه مي باشند يكي از آنان مادر حضرت موسي است كه به خاطر خدا و بنا به دستور خداوند جگر گوشة خود را به دريا مي اندازد. يكي ديگر مادر حضرت مريم است كه حمل خود را نذر خدمت به دين و دور نگه داشتن از شرك و بندگي غير خداوند مي كند و هميشه از خداوند درخواست مي كرد كه نذر و دعايش را بپذيرد: «فتقبل مني إنك أنت السميع العليم» «از من بپذير زيرا تو شنوا و آگاه هستي» آل عمران/35

اما پس از اينكه فرزندش به دنيا آمد برخلاف انتظارش دختر بود. اين دختر بودن مانع از وفاي عهد او نشد. ديگر مريم دختر عمران مادر حضرت عيسي عليه السلام كه قرآن او را نمونه اي از پاكي و عبادت و تصديق آيات خداوند مي شمارد. اينها نمونه هايي بودند كه خداوند در قرآن كريم از آنها به عنوان زنان نمونه ياد كرده و به ما معرفي مي كند.

 

 

چندين موضوع پيرامون مسايل زنان

 

در طول يك قرن اخير تهاجم فرهنگي غرب و مسيحيت در دو جبهه عليه اسلام سازماندهي و متمركز گرديده است. يكي در ارتباط با موضوع طلاق و دوم راجع به تعدد زوجات يا چند همسري است اما در عين حال ما با توجه به شناختي كه از دين خود داريم هر دو موضوع را به عنوان افتخارات اسلام به شمار مي آوريم. براستي جاي تاسف است كه برخي از مسلمانان آن دو موضوع را به عنوان دو پديدة مشكل آفرين براي خانواده و اجماع تصور نمايند و به گونه اي خدشه آور در ارتباط با شريعت اسلامي سخن بگويند اما حقيقت آن است كه اسلام در راستاي حل و فصل مشكلات مختلفي در زندگي خانوادگي و اجتماعي است كه آن دو موضوع را مشروع و مقرر نموده است و مشكل واقعي آنگونه افراد به كج فهمي در مورد شريعت خداوند يا اجراي ناصحيح آن بر مي گردد و در واقع هر چيزي كه بكار گرفته شود زيانهاي فراواني در پي خواهد داشت.

نوشته شده توسط خواهري افغان شما صالحه   | لینک ثابت |